1. اسپانيا. در آغاز اشاره‌ٴ كوتاهي مي‌توان كرد به يوشع بن‌يوسف دوم‌، ملقب به لُرقي كه‌ رساله‌اي در باب اغذيه و ادويه به عربي نوشت‌. اين رساله خيلي زود (پيش از سال 1408) به‌ عبري ترجمه شد و تنها آن ترجمه‌ٴ عبري در دست است‌. ابن يوشع از آخرين پزشكان يهودي‌ اسپانيا بود كه زبان عربي را به كار مي‌برد.
همكاران او به عبري‌، اسپانيايي يا كاتالونيايي (ولي به خط عبري‌) مي‌نوشتند. سموئيل‌ اسپريال از شق دوم استفاده كرد و يك رساله‌ٴ جراحي به كاتالونيايي يا اسپانيايي نوشت‌؛ بدبختانه تاريخ اين اثر كاملاً نامعلوم است‌.
دو يهودي اسپانيايي ديگر به قانون ابن‌سينا پرداختند. يوسف بن‌يوشع دوم هَه لُرقي بخشي از آن را از عربي ترجمه و ترجمه‌ٴ ناتان مأتي را اصلاح كرد. شرحي به عبري هم برآن نوشت‌؛ شِم‌ طُب شَپروط تودلايي هم همين‌طور.
ماهر بن‌سليمان الگوادث مجموعه‌اي از نسخه‌هاي پزشكي به اسپانيايي تأليف كرد، كه‌ شاگردش يوسف بر تعداد آنها افزود و بعدها (مدت‌ها بعد در سال 1546)، به عبري ترجمه شد. در بخش‌هاي 4 و 5 در دايرةالمعارف راه ايمن تأليف ماهر بن‌الدبي طليطلي‌، وظايف الاعضا و پزشكي مورد بحث قرار گرفته است‌.
2. كاتالونيا. بايد كارهاي سه كاتالونيايي را ذكر كنيم كه همگي كَبرِت نام داشتند و احتمالاً از يك خانواده بودند. يعقوب بن‌يهودا كَبرِت اخترگويي پزشكي آرنولد ويلانووايي را ترجمه كرد، ابراهيم كَبرِت شرحي بر فصول بقراط نوشت و پسرش اسحاق بن‌ابراهيم رساله‌ٴ ژان سنت آماندي‌ را ترجمه كرد. ترجمه‌ها از لاتيني به عبري صورت گرفت‌. بدين‌سان‌، يهوديان اسپانيا در اين‌ عصر در ادويه‌ٴ مفرده هم مانند اخترگويي طبي بيشتر به آثار لاتيني وابسته بودند تا عربي‌.
شخص مذكور ممكن است همان اسحاق بن‌ابراهيم كَبرِت باشد كه از سال 1409 تا 1413 در پرپينيان مي‌زيست‌. ولي آن‌جا هم از تأثير كاتالونيا خارج نبود. چون پرپينيان و روسيّون از سال 1276 تا 1344 بخشي از قلمرو دولت مايوركا بودند، كه در آن‌هنگام توسط آراگون تصرف‌ شد. روسيّون گرفتار فراز و نشيب‌هاي بيشتري شد، تا سرانجام براساس پيمان پيرنه به تصرف‌ فرانسه در آمد (1659).
3. پرونس ولانگدوك‌. اين بزرگ‌ترين گروه است و اعضاي آن تقريباً همه به عبري نوشتند. اول‌ بهتر است چند نفري را ذكر كنيم كه به‌عنوان پزشك مي‌شناسيم‌.
ويولاي رودزي درباره‌ٴ قواعد مصرف داروها بحث كرد كه ابن‌رشد بيان كرده بود،1 اسحاق‌ بن يعقوب لاتس يازده رساله‌ٴ پزشكي نوشت‌؛ اسحاق بن‌طدرس رساله‌اي در باب طاعون


1. كندي (نهم ـ1)، اندازه‌شناسي داروها را بر مبناي تازه‌اي قرار داد.